شازده کوچولوی ما هفت ماهه شد
امیر علی عزیزم،28/1/93 هفت ماهش تمام شد و وارد هشت ماهگی شد.
فندق مامان به راحتی چهار دست و پا می ری و دائم باید مراقبت باشم.تو اتاق ها و آشپزخانه سرک می کشی و هر کجا من برم دنبالم میای.دوست داری از همه چیز سر دربیاری و نسبت به هرچیز تازه ای که می بینی کنجکاوی.الهی قربونت برم من که وقتی چهار دست و پا می ری صدای دستهای کوچولوت که به زمین می زنی میاد...
از وسایل اطرافت کمک می گیری برای اینکه بایستی.از میز،صندلی،مبل و هر چیز دیگه ای که بهت کمک کنه بایستی کمک می گیری.البته هنوز به راحتی نمی تونی بایستی و بیشتر روی زانوهات بلند می شی.
وقتی باهات حرف می زنم و برات شعر و داستان می خوانم به دقت گوش می دی و به دهانم خیره می شی.گاهی هم از خودت صداهایی درمیاری و باهام حرف می زنی.الهی قربون حرف زدنت برم من عزیزدلم.
وقتی می خوای بغلت کنم به پاهام نزدیک می شی و از پاهام کمک می گیری که بلند شی و هم زمان غر هم می زنی که معنیش اینه که بغلت کنم.پسرک مامان قدری لوس تشریف دارن و باید کم کم تمرین کنم که زیاد لوست نکنم... البته اگر بتونم...!!!!
همچنان نسبت به سفره واکنش نشون می دی!فرنی رو خیلی با اشتیاق نمی خوری و از سوپ بهتر استقبال می کنی.از خوردن سیب و موز هم بدت نمیاد.گاهی پوره سیب زمینی و هویج هم بهت می دم که خوشت میاد و می خوری.
از حمام کردن خیلی لذت می بری و وقتی تو وان می گذارمت کلی دست و پا می زنی و با آب بازی می کنی.در کل از آب لذت می بری،هر وقت هم در طول روز دستها و صورتت رو می شورم کلی خوشت میاد و می خندی.
همچنان سی دی curiouse buddies رو با اشتیاق و دقت نگاه می کنی،البته به قسمتهایی که عروسک ها هستند بیشتر دقت می کنی و برات جذاب تره.خودت رو به میز تی وی نزدیک می کنی،بعد دستت رو می گیری به میز و زانو می زنی و ویدئو رو روشن می کنی.سی دی اجرا میشه،شما هم همون جا می شینی و به تی وی خیره میشی.هر بار هم که میارمت عقب باز می ری جلو می شینی.به همین خاطر مجبورم روی صندلیت بشونمت که زیاد به تی وی نزدیک نباشی.شما هم چون دوست داری آزاد باشی غر غر می کنی و ...
دوستت دارم شازده کوچولو



شازده کوچولوی ما هفت ماهه شد
